برای رهایی از افکار منفی چه باید کرد؟(چطور افکار منفی نداشته باشیم؟)

در نوشته قبلی(نقشه راه) گفتم که خودم خیلی افکار منفی داشتم و کاملن منفعل و درمانده شده بودم و همینطور گفتم که فکر می کنم باید افرادی مثل مولانا که خود این راه را رفته اند و تجربه رهایی از ذهن را داشته اند الگو و آموزه های او را سرمشق خود قرار دهیم و بعد معنوی و حضور خود را زنده و سرحال نگه داریم و بعد که به مرور از افکار منفی و مزاحم رها شدیم و قدرت آنها را گرفتیم با کمک علوم ذهنی افکار منفی را حداقل و افکار مثبت و درست را جایگزین کنیم.

حال به این موضوع بپردازیم چگونه از افکار منفی رها شویم؟

اگر این عبارتها را در گوگل عزیز جستجو کنید اغلب به راهکارهایی چند مرحله ای می رسید

  • رهایی از افکار منفی در چند قدم…
  • مثل آب خوردن از افکار منفی رها شوید…

و عنوانها و مطالبی ازین دست، اما فکر می‌کنم موضوع خیلی جدی‌تر ازین حرفهاست و به این سادگیها و مثل -آب خوردن- نیست!

که اگر اینگونه بود اینهمه گرفتاری و مشکل و مسئله نبود اینهمه کتاب و کلاس و دوره در این زمینه برگزار نمی‌شد و مولانا 26000 بیت شعر نمی‌گفت که بتواند انسان را هدایت کند به سمت خدا(البته همه‌ی اشعار بزرگان اشاره به ذهن ندارد اما پرداختن به افکار بخش بزرگی ازین اشعار است) و خلاصه اینکه برای من یکی آسان نیست. و افکار منفی همواره در کمین هستند و  منتظر که با کوچکترین تحریکی فعال شوند و شروع کنند به چنگ زدن به ما!

برای رهایی از افکار منفی چه باید کرد؟

منفی یعنی چی اصلن؟

کلن چه موقع می گیم افکار منفی هستند؟

اصلن کی گفته منفی هستند؟

منفی یعنی نفی شده دوره شده، خیلی وقتها می گیم فلانی منفیه، یعنی چیزی که ما نمی‌خوایم اما اون که از نظر خودش منفی نیست! شاید از نظر اون ما منفی باشیم یعنی اون مارو نخواد،

پس افکاری که با چیزهایی که میخوایم در تضاده و مارو اذیت میکنه، بهشون میگیم «منفی»

این افکار کارشون اینه که شمارو بترسونن، حالتون رو بگیرن، بهتون استرس بدن و کلن آرامشتون رو بهم بزنن.

عوامل و علتهای متفاوتی هم وجود دارند که باعث شکل‌گیری این افکار و ذهنیتها شدند که البته ما زیاد باهاشون کاری نداریم ما فقط میخوایم ازشون خلاص بشیم چون کیفیت زندگی مارو کاهش میدن.

باهاشون چیکار کنیم؟

نه باهاشون بجنگید نه سعی کنید هر فکر منفی اومد ضدش رو بگید نه دنبال ریشه و مبداش باشید نه ….ما یک قرار با هم گذاشتیم اینکه از الگوهای بزرگمون افرادی که این مسیر رو رفتن یاد بگیریم

و اونها به ما گفتند «پذیرش» یعنی باهاشون هیچ کاری نکنید فقط بپذیریدشون.

پذیرش یعنی چی؟

پذیرش یعنی قبول کردن بی چون چرای محتوای لحظه ی حال.

یعنی اگر عصبانیم، اگر بهم توهین شده، اگر می ترسم، اگر …. همه ی اینهارو بپذیرم
و پذیرش قدرته. چرا چون ذهن ساکت میشه!

قرار بود قبل از هر کار و تمرینی بر روی ذهنمون اول بعد معنویمون رو فعال کنیم وقتی ذهن ساکت بشه یواش یواش میشه به سمت بعد معنوی رفت و رفت به سمت تغییر ذهن و عوض کردن شرایط اما وقتی ذهن شلوغ میکنه تو رو دنبال خودش میکشونه، و معلوم نیست سر از کجا در بیاری فقط بیشتر در مسیر نادرست پیش میریم.

پس قدم اول پذیرش در واقع قدم صفر.

مسیر آسانی نیست اما ارزشش را دارد

لازم است بدانید که مسیر آسانی پیش روی ما نیست و احتمالن این را میدانید و نیاز به یک عزم جزم و مجموعه ای از آگاهی ها دانشها و خواستنهاست تا در نهایت بتوانیم کنترل خوبی روی ذهنمان داشته باشیم و ذهنمان ابزار ما باشد نه ما ابزار ذهن، اما و اما ….
اما ارشش را دارد که این زمان و انرژی را صرف کنیم چون ذهن ما، زندگیمان را می سازد ! پس سرنوشت ما در گروی این کار است.

قدم اول:

قدم اول این است که ((چرا)) قوی داشته باشیم
چرا باید این زمان و انرژی را هر روز صرف کنیم و برای ذهنمان وقت بگذاریم؟
آن هم در این دوران که همه درگیر زندگی پرسرعت شده اند و کلی کار برای انجام داریم …

یکی از دلایلش که در بالا ذکر شد چون ارزشش را دارد روی قدرتمندترین ابزاری که خداوند در اختیارمان قرار داده وقت بگذاریم چون کیفیت زندگیمان را تعیین می کند.
اما شما چرایی های خاص خودتان را بنویسید هم می توانید زیر همین مقاله بنویسید یا در دفتری مجزا بنویسید اما حتمن بنویسید چون …دلیلش را در مقاله ای جدا برایتان نوشته ام برای اینکه از بحث اصلی خودمان خارج نشویم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست