بمباران اطلاعات و بهم ریختگی ذهن+راز تیشرت خاکستری زاکربرگ

برای من خیلی پیش اومده که روزم رو، از شب قبل برنامه‌ریزی کردم بعد صبح پاشدم و قبل از شروع روزم موبایلم رو در دست گرفتم و کشیده شدم در «گرداب اینترنت و فضای مجازی» ساعتها درگیر این ماجرا بودم و دائم پاسکاری میشدم از این لینک به اون لینک، از این کلیپ به اون کلیپ از این گروه به اون گروه و … در تمام این مدت ساعت و عقربه هشدار میدادن که پاشو برو سره کارت! نمیرسی به این همه کار! و منم بی توجه بهشون کارمو ادامه میدادم.

بعد از چند ساعت که به خودم میومدم میدیدم که اوووف! الکی الکی 2 ساعت رفت. و انقدر خسته و بی رمق بودم که ولو میشدم روی تخت یا لم میدادم روی صندلی. توو این حالتها اینترنت و فضای مجازی رو میذاشتم کنار، ولی اونا منو نمیذاشتن کنار! الان اون چیزهایی که دیده بودم و شنیده بودم و برای ذهنم مهمتر بودن چشمک میزدن:

-فلانی عجب هیکلی داشت، به نظرم چاق شدم

-اون با اون سنش عجب کار خفنی کرده من دارم چکار میکنم واقعن

-نامردا منوو دعوت نکردن

و تا آخر روز دیگه اون آدم سابق نبودم، برنامه دیشبم شاید 50 درصدش عملی میشد، شاید! اگر این صحنه ها برای شما هم آشناست بهتره در ادامه این مقاله با من همراه باشید.

این روزها و در این دوران همه‌ی ما زیر بمباران اطلاعات گوناگون هستیم، همه‌ی این اطلاعات هم میخواهند خودشان را مهم جلوه دهند و به زور وارد صفحه رادار شما شوند و توجهتان را جلب کنند.بنابراین اطلاعات زیاد است، پس انتخابها زیاد است و توجهمان را به کار می گیرند و در نتیجه ذهنمان دچار مشکل می شود.

چرا؟ چون ما ظرفیت محدودی برای توجه و تمرکز داریم و وقتی تمام توجه و تمرکزمان صرف این قبیل اطلاعات «مهم‌نما» می‌شود دیگر توانی برای توجه به مسائل مهم نمی‌ماند! چون دائم در حال تصمیم‌گیری و انتخاب هستیم و ذهن ما «خسته» می‌شود.

حال، توجه شما را به عملکرد مغزمان جلب می‌کنم، دلایل مختلفی وجود دارد که باعث بهم ریختگی ذهنمان می‌شود اما از مهمترین آنها می‌توان به «ورودیهای ذهن» اشاره کرد اینها شامل هر نوع اطلاعاتی هستند که در طول روز با آنها سروکار داریم دومین موردی که روی ذهنمان تاثیر می‌گذارد انتخابهای بیش از حدی است که پیش رو داریم. ورودی‌های ذهن می توانند منفی یا مثبت باشند که از طریق محیط اطراف بر ما تاثیر می‌گذارند، افراد، اخبار و … که اکثرن منفی می‌باشند حال به همه‌ی اینها دغدغه‌های روزانه‌ی خودمان را هم اضافه کنید دغدغه‌هایی که خیلی از آنها خود، تحت تاثیر همین ورودی‌ها به وجود آمده اند، در واقع اینها ورودی‌هایی هستند که خودمان به خودمان تقدیم می‌کنیم! بگوئیم «بازیافت ورودی‌ها»، ورودی هایی که به خوردمان می‌دهند، می‌شوند مواد اولیه برای ساخت دغدغه و ذهنیت برای خودمان و از آنجا که اینها را دیگران تولید کرده‌اند و خودمان انتخاب نکرده ایم پس داریم بازیافت می‌کنیم.

مورد دوم هم که انتخابهای بی‌شماری است که پیش رو داریم، شاید به نظر برسد که انتخابهای بیشتر یعنی آزادی بیشتر و اینکه حس خوبی است، اما این در واقع خود زندانی دیگر است زندان انتخابها! لباسها، وسایل الکترونیکی، کتابها، رشته های تحصیلی و …وارد هر کدام که بخواهید بشوید با انبوهی از انتخابها روبرو می‌شوید که باعث سردرگمی اضطراب و فلج مغزی می شود چون هر انتخاب از ذهن شما انرژی می‌گیرد و باعث کلافگی می‌شود.

و حالا اینترنت و فضای مجازی را داریم که معجون دو مورد گفته شده را تقدیم شما می‌کند:

-بمباران اطلاعاتی، اخبار منفی، حوادث، گرانی، دزدی، خیانت و …

-میلیونها انتخاب پیش رو …

و به همه‌ی اینها اضافه کنید اعتیاد آور بودن این فضا را «سایمون سینک» معتقد است فضای مجازی باعث آزاد شدن هرمونی در ذهن می‌شود به نام «دوپامین»، و جالب است بدانید که این همان هورمونی است که در فرد ایجاد سرخوشی می‌کند

پس میتوان گفت فضای مجازی مانند مخدر عمل می‌کند! و همچنین اعتیاد آور است پس تمایل داریم مدام به سراغ آن برویم و از طرفی وقتی دچار استرس می‌شویم ما را آرام می‌کند(میگید نه، امتحان کنید!) پس می‌توانیم به آن پناه ببریم و آرام شویم اما این باعث می‌شود که وقتی دچار استرس و اضطراب هستیم با آدمهای مهم اطرافمان صحبت نکنیم بلکه به سراغ موبایلمان برویم که از بازگو کردن اثرات این کار صرف نظر میکنم.

هشدار: ما در حال از دست دادن توان تمرکزمان هستیم!

یا ما توجه و تمرکزمان را در کنترل می‌گیریم یا فضای مجازی آن را کنترل می‌کند!

نمی‌توانم از دادن این هشدار صرف نظر کنم که «ما در حال از دست دادن توان تمرکزمان هستیم»

کسی که حاضر نیست صبح، ذهنش را برای انتخاب لباسش درگیر کند و هروز لباس مشابهی می پوشد فضایی ایجاد کرده که ذهن ما را با میلیونها انتخاب بمباران می‌کند! (عجیبه، جالبه، مشکوکه، یا …)البته ما اختیار داریم و حق انتخاب!

نمی توانیم با خود، خودمان تنها باشیم و زمان سکوت را به فراموشی سپرده ایم، زمانی که بزرگان کره زمین اتفاقات بزرگی را در آن رقم زده اند.

اگر تحدید نکنیم، تهدید می شویم!

به جای اینکه زور بزنیم و کلنجار برویم که بتوانیم متمرکز شویم و ذهنمان را منظم کنیم و کارها را پیش ببریم عوامل بهم ریختگی ذهن و تمرکز را حذف و کمرنگ کنیم، «رژیم دیجیتال» بگیریم.

نمی گویم فضای مجازی را از زندگیمان حذف کنیم بلکه باید ساعتهای خاصی برای استفاده و حضور در این فضا مشخص کنیم، مدت زمان استفاده از آنها را محدود کنیم و حتمن زمانی را به سکوت، خلوت با خودمان و تنهایی در نظر بگیریم

دوباره تکرار میکنم:

یا ما توجه و تمرکزمان را در کنترل می‌گیریم یا فضای مجازی آن را کنترل می‌کند!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست