دروغ بزرگی به نام واقعیت زندگی

یکی از مهمترین مشکلاتی که از کودکی و نوجوانی باهاش درگیر بودم و کلی افکار منفی برام ایجاد کرده بود، این بود که دیگران میخواستن راه و مسیر خودشون رو به من دیکته کنن و منم چون نمیخواستم بپذیرم خیلی مقاومت میکردم و تنش ایجاد میشد، توو این مقاله هم مفصل در موردش صحبت کردم.
مثلن خانواده میگفتن که باید درس بخونی و اگر درس نخونی فلان میشود. فلانی رو ببین درس نخونده چقدر بدبخته اون یکی رو ببین درس خونده چقدر دانشگاه خوبی قبول شده توام بری یک دانشگاه خوب دیگه میافتی توو سرازیری و … یک سطح اون طرف تر اقوام دیگه هم همین نصیحتهارو میکردن به اضافه اینکه ما هم سن تو بودیم فلان کارو میکردیم یا فلان جا میرفتیم تو چرا اینطوری هستی؟ مشکل داری! یا عرضه نداری و …

منم چون همش همین افراد رو دور . برم دیده بودم به طبع راه دیگه ای برای خودم نمیدیم و در عین حال نمیخواستم به مسیر اونها هم برم و این باعث شده بود دچار مشکل بشم، از طرفی یک میل درونی و ذاتی وجود داشت که به رغم تمام این فشارها و تخریبها من رو به سمت مقاومت و ایستادگی در برابر این افراد سوق میداد و از طرفی سردرگمی و پیدا نکردن راه خودم و اینکه مسیرم چیه، من رو تحت فشار گذاشته بود.
و نتیجه: ناراحتی، نداشتن اعتماد به نفس و شاید بشه گفت انزوا و افسردگی

ممکنه اقوام و افراد یک سطح اون طرف تر از خانوادم قصدشون تخریب و خالی کردن عقده هاشون بوده باشه _که فکر میکنم در مورد بعضیهاشون دقیقن همینطوره_اما هیچ دلیلی نداره که پدر و مادرم میخواستم همچین کاری بکنن، پس علت چی بود؟

واقعیت زندگی:

واقعیت زندگی اینه که باید درس بخونی تا موفق بشی، بری دانشگاه خوب دکتر یا مهندس بشی بعد دیگه میافتی  توو سرازیری.فکر کنم سطر بالا برای شما هم داستان آشناییه نه؟
باید فلان کار رو بکنی تا  بهت بگن با عرضه!
آیا این واقعیته زندگیه؟  بله! اما واقعیت زندگی اونها!

اونها بر اساس افکار، اوضاع و شرایطی که از سر گذروندن یک سری ارزشهای فردی و اساسی برای خودشون تعریف کردن و بر اساس اون ارزشها پیش رفتن، و سایر افراد رو هم از فیلتر ارزشهای خودشون میگذرونن و با این ارزشها موفقیت و شخصیتش رو میسنجن.

اما واقعن واقعیت زندگی چیه؟

واقعیت اینه که هیچ واقعیت ثابت و قطعی وجود نداره که خیلی خوب تدوین شده و در اختیار همگان قرار گرفته باشه! هیچ کس نیست که بتونه نسخه قطعی زندگی با کیفیت  رو برای دیگران تجویز کنه، هر کس راه و مسیر خودش رو داره و اگر به جایگاه جذابی رسید میتونه بگه این نقشه راه من برای رسیدن به این جایگاه بود، نه واقعیت زندگی. واقعیت زندگی هرکس منحصر به فرده هرکس جهان رو با دید خودش میبینه و این هیچ اشکالی نداره.

اشکال از اونجایی به وجود میاد که میخوایم واقعیتهامون رو به هم القا کنیم، مثلن شما میخواید کسب و کاری راه اندازی کنید، این موضوع رو مطرح میکنید و عده ای که خودشون نتونستن یا موفق نشدن یا شکست خوردن میگن که اصلن این کار امکان پذیر نیست، نمیشه توو این مملکت کار راه انداخت، بزرگان کسب و کار تووش موندن و نمی تونن کاری بکنن تو چطور میخوای همچین کاری بکنی برو درست رو بخون و …

اونها دارن درست میگن! واقعیت زندگی خودشون رو میگن!

واقعیت زندگی_سیطره

 و این رو تعمیم میدن ، و حتا اگر بهشون بگید فلانی کار راه انداخته و موفق شده نمی پذیرن و سعی میکنن با قضاوت و برچسب زدن اون شخص رو بیارن پایین و موفقیتش رو کتمان کنند.

واقعیت متغیر:

به نظر میاد وقتی گفته میشه واقعیت، پس باید یک حقیقت ثابتی باشه اما نکته جالب اینه که خیلی وقتها واقعیت زندگی افراد تغییر میکنه یعنی همون افرادی که روزی در دفاع از واقعیت خودشون به در و دیوار میزدند و هر نظر مخالفی رو با داس عقایدشون درو میکردن بعد از مدتی تغییر عقیده میدهند! و وقتی میپرسیم چی شد؟ (مثلن) تو که میگفتی بورس خوب نیست چرا حالا پولتو بردی توو بورس
لبخند ژکوند اعصاب خوورد کنی میزنند و «واقعیت جدید»شان را توجیه می‌کنند

بنابراین بهتره با این افراد بحث نکنید و خودتون رو خسته نکنید و اینکه حرفهای اونها در شما شک و ترس ایجاد نکنه زیرا هر کس واقعیت زندگی خودش رو با ذهن خودش خلق میکنه
«هنری جیمز» نویسنده آمریکایی-بریتانیایی جمله زیبایی دارد که می گوید:

«از زندگی نترس. باور داشته باش که زندگی ارزش زیستن دارد
 و ایمان توست که کمکت می‌کند تا واقعیت را بسازی.»

واقعیت اول در ذهن ما خلق میشه و سپس در دنیای بیرون.

و یادآوری کنم که این قبیل جملات ما را گول نزند:

-ایران که جای زندگی نیست.

این واقعیت زندگی فردی است که در ایران راه به جایی نبرده یا چیزهایی میخواسته که در ایران دست نیافتی بوده نه واقعیت ایران

-مرد‌ها همه خیانت کار هستند.

این واقعیت گروهی از مردان است که با گوینده در ارتباط بوده‌اند نه واقعیت همه مردان
-لاغر شدن به این راحتیا نیست که هیچی نباید بخوری هفته ای 7 روزم باید بری باشگاه!
اینو شما بگید واقعیت کیه؟

و….
و حالا توجهتون رو جلب میکنم به ویدئویی که در همین مورد درست کردم

نتیجه:

من ازین جهت به این موضوع اشاره کردم که خودم گاهی تحت تاثیر حرف دیگران قرار گرفتم و همچنین اینکه
خیلی ها بدون در نظر گرفتن تاثیر حرفشان با اعتماد به نفسی بالا واقعیت زندگی خودشان را القا می کنند و باعث تاثیر منفی روی دیگران می شوند.

بنابراین ما می توانید انتخاب کنیم، واقعیت زندگی برای ما چیه. و بعد این واقعیت رو زندگی کنید
واقعیت اول در ذهن ما خلق میشه و سپس در دنیای بیرون

و فکر میکنم اگر متعهدانه به دنبال ایجاد واقعیت زندگی خودمون نباشیم و این موضوع رو جدی نگیریم قربانی واقعیت زندگی دیگران خواهیم بود!

امیدوارم که این مقاله مفید بوده باشه
در انتها ازتون میخوام مواردی که به عنوان واقعیت زندگی به شما گفته شده رو در کامنت مطرح کنید
به شما چه چیزهایی رو به عنوان واقعیت زندگی گفتن؟
شما چه چیزی رو به عنوان واقعیت زندگی قبول میکنید؟

2 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست