چرا ناخودآگاه، افکار منفی داریم؟

تا حالا شده که بی‌دلیل دچار افکار منفی بشید؟ هیچ کار خاصی انجام نمیدید، اما یهو افکار منفی در ذهنتون ظاهر میشن از مهمترین مشکلاتی که باهاش درگیر هستیم افکار منفی هستند که به صورت ناخودآگاه در ذهنمون وجود دارند و مارو آزار میدن چون بخشی از انرژی و قدرت مارو میگیرن این افکار توسط الگوها، شرایط، موقعیتها ایجاد شده و تبدیل به فکر و رفتار ناخودآگاه شده.

ذهن چگونه کار میکند؟

برای پاسخ به این سوال بهتره سیستم ذهن رو بشناسیم. ذهن ما دو تا سیستم داره
1-سیستم ناخوآگاه  2-سیستم خودآگاه
اکثر فعالیتهای ما در زندگی روزمره توسط سیستم شماره 1 کنترل میشه سیستم یک، اتوماتیک، ناخودآگاه، واکنشی است و انگار ذهنتون عادت کرده همیشه به یک صورت به خصوص کار کنه.

چرا  افکار به صورت ناخوآگاه در میاد؟

چون ذهنتون دوست داره که در یک حالت بهینه کار کنه، به خاطر همین عادتها رو هم شکل میده میخواد در یک سطح ثابت از انرژی کار کنه چون فعالیتهای خودآگاه انرژی زیادی از ذهن و مغز ما میگیرن و ذهن همیشه میپرسه چطور اون چیزی که میدونیم رو الان در شرایط فعلی پیادش کنیم؟ مثلن یک ترسی در گذشته داشتیم الان بدن دوباره اونو ایجاد میکنه و میگه بیا فرار کنیم یا میگه بیا از خودت محافظت کن این موقعیت نگران کنندست.

شنیدید که میگن “مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید میترسد” حکایت همین موضوع است گاهی این افکار به نفع ما هستند اما خیلی اوقات اونها مفید نیستن، اتوماتیکن ولی مفید نیستن بلکه راحت ترین راه هستند آشنا ترین راه هستند.

2 تا موضوع در این مورد سیستم ناخودآگاه وجود داره یک موضوع خوب و یک موضوع بد:

مورد بد اینه که وقتی ذهن ناخودآگاه روی افکار منفی شکل بگیره مغزتون عادت میکنه به این کار و مدام همین افکار رو براتون شکل میده به صورت اتوماتیک. بخش مثبت قضیه اینه که ما میتونیم از همین توانایی برای چیزهای مثبت هم به کار بگیریم برای ایجاد افکار مثبت در زندگیمون.

ذهن ناخودآگاه چون به صورت عادت و اتوماتیک کار میکنه معمولن مارو در یک سطح ثابت نگه میداره اما اینکه ما فردی بالغ، رشد یافته، و روشن فکر و پیشتاز باشیم نیازمند اینه که ما از سیستم دوم استفاده کنیم که توانایی خودآگاهی ماست که کار کنیم، کنترل کنیم، تولید کنیم و … و افکار و رفتارمون رو کنترل کنیم.
چگونه ذهن ناخودآگاه را از نو برنامه‌نویسی کنید

اول ببینیم که چرا ذهن ناخودآگاه مان منفی شد؟

این اتفاق به این علت افتاده که ما به بخش منفی افکارمان توجه بیشتری کرده ایم، وزن بیشتری به آنها داده ایم که در این مقاله در موردش صحبت شد.اهمیت بیشتری به آنها داده ایم و مهمتر از همه مدت زمان زیادی این کار را تکرار کرده ایم.

حالا میخوایم ذهنمان را مثبت برنامه ریزی کنیم این کار به دو پیش نیاز احتیاج دارد

1-نسبت به افکارمان آگاه باشیم

یعنی مدام از خودمان بپرسیم که الان به چه چیزی فکر میکنم؟مثبت بود یا منفی؟به نفعم بود یا به ضررم؟ شاید ابتدای کار این آگاهی سخت باشد اما به مرور عادت میکنیم

برای این کار میتوانیم برای خودمان نشانه ای هم قرار دهیم، مثلن یک دستبند، ریمایندر گوشی و …که هر وقت توجهمان به آنها جلب شد یادمان بیافتد که به افکارمان آگاه شویم

2-جهت دادن

بعد از اینکه نسبت به افکارمان آگاه شدیم باید به آنها جهت بدهیم، اگر افکار منفی دارم یکی از راهها این است که متضاد آن را جایگزین کنم. از خودتان بپرسید مغز عزیز چه جایگزین مثبتی هست که میتونم جاش بذارم؟

و در نهایت میرسیم به همان روندی که برای افکار منفی طی کردیم
به افکار مثبت توجه بیشتری بدهیم، وزن بیشتری بدهیم، اهمیت بیشتری بدهیم
چطور اهمیت بیشتری بدهیم؟ با احساسات!

افکار مثبت را با احساس همراه کنیم تجسم خواسته‌ها افکار مثبت و موارد مورد علاقه‌مان را با احساس همراه کنیم تا بهتر و بیشتر در ذهنمان حک شود

و مهمتر از همه این روند را برای مدتی تکرار کنیم (حداقل 30 روز) تا به صورت ناخودآگاه دربیاید.

این کاری است که افراد بسیار موفق هم انجام میدهند، در واقع ناخودآگاهشان را طوری برنامه ریزی میکنند که آن هم به نفعشان کار کند، مثبت باشد، حمایتی باشد و … و  با دانستن این موضوع حالا شما هم میتوانید این کار را بکنید.

سیطره

سیطره-ذهن

برنامه نویسی ذهن ناخودآگاه کار آسانی نیست بارها پیش میاید که به افکار منفی بازگردید جلوی آنها احساس ضعف کنید یا خسته شوید اما باید به این روند ادامه دهید تا پیروز شوید.

گفتیم کار آسانی نیست اما سادست ولی گاهی نظم لازم رو نداریم به همین خاطر درمانده میشیم در مقابل ذهنمون

و اما آخرین مورد “اقدام کردن”

ناخودآگاه ما و ذهن ما نه فقط به وسیله افکار و مواردی که ذکر شد بلکه به شدت توسط اقدام برنامه ریزی میشه. به خصوص اگر حوصله روند 30 روزه ای که ذکر شد رو ندارید از این روش استفاده کنید.

 اگر بر اساس یک روند مداوم اقدام کنید این به ذهنتون یاد میده که رفتار طبیعی و نرمال شما همینه پس در جهت مثبت کار کنید و اقدام کنید فرض کنیم شما به دلیل کمبود اعتماد به نفس دچار مشکل هستید تصمیم بگیرید که من میخوام با اعتماد به نفس باشم همین طوری ظاهر بشید بدون هیچ دلیلی (تصمیم بگیرید در جمعها با اعتماد به نفس ظاهر بشید) هرچه بیشتر اقدام کنید ذهنتون اتوماتیک میشه و مغز برنامه‌ریزی میشه که، این کاریه که ما میکنیم(با اعتماد به نفس بودن).

 شما میتونید حتا بدون هیچ فکری فقط با رفتار به شیوه ای جدید ذهنتون رو شرطی کنید بعد میبینید که افکارتون هم خود به خود مثبت شد و متوجه میشید بعد از مدتی ناخودآگاهتون هم مثبت شد اقدام هم به اندازه افکار مهمه.

پس شروع کنیم به ساختن خودمون، افکار و رفتارمون و یک روزی به خودمون میایم و میفهمیم که چقدر زندگیمون تغییر کرده.
در ادامه شمارو دعوت میکنم به دیدن ویدئو مرتبط با این موضوع امیدوارم که مورد توجهتون قرار بگیره.

خوشحال میشم نظرتون در مورد این مطلب بدونم.
شما چقدر این مسئله رو در زندگیتون حس میکنید؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.
برای ادامه، شما باید با قوانین موافقت کنید

فهرست